عبد الرضا سالار بهزادى
134
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
( Major Evan Smith ) ، كه هردو نفر جزو هيأت همراه گلد اسميد در آن مأموريت بودند و كتاب آنها شرح انجام آن مأموريت است نوشته و شادروان محمود آن را به تفصيل در جلد سوم تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم نقل نموده است ، 244 ضرورى به نظر مىرسد ، امّا از آنجا كه نقل تمامى آن نوشته در اينجا نه ممكن و نه لازم بوده و علاقمندان مىتوانند تفصيل آن را در كتاب ارزشمند مرحوم محمود بيايند ، تنها به اشاره به نكات دقيقى از آن اكتفا مىشود . آنچه كه از اظهارات گلد اسميد در نوشتهء مزبور برمىآيد خواستهء واقعى و كمال مطلوب بريتانيا در آن زمان محروم ساختن ايران از مالكيت بيش از نود درصد از سرزمينى كه بعدا به نام « بلوچستان ايران » شناخته شد و در حقيقت تحديد بلوچستان ايران به حدود بمپور و نيز با توجه به اهميت مضاعفى كه كشيدن خطوط تلگراف به مناطق ساحلى جنوبشرقى ايران داده بود ، خارج ساختن مناطق ساحلى مكران و بلوچستان و بندرعباس تا حدود بندر لنگه از دست دولت ايران بود . گلد اسميد در يك جا به هنگام بحث پيرامون اشكال تراشيهاى دولت ايران در مورد كشيدن سيمهاى تلگراف در خاك خود مىگويد : « . . . حقّا بخواهيد دولت ايران محق نيست از كراچى تا حدود شرقى بندرعباس ممانعتى به عمل آورد . . . » و نظر خود را بر پايهء اين استدلال استوار ساخته است كه پس از مدت كوتاهى در زمان نادر شاه كه بلوچستان ضميمهء ايران بود ، تنها در همان سنوات اخير « . . . به زور و فشار حق حاكميت ايران بر بعض قسمتهاى مكران عملى شده است . » ( ص 967 ) امّا گوياترين انعكاس ايدهآل انگليس براى مرزهاى جنوب شرقى ايران نقشههاى جغرافيايى بود كه توسط انگليسيها تهيه شده بود و گلد اسميد در اينباره مىنويسد : « در نقشههاى جديد خط قرمزى در حدود 59 درجه كشيده شده است كه تا حدود 54 درجه و 50 ثانيه به سمت مغرب امتداد دارد و اين خط سرحد شرقى ايران را از سيستان تا اقيانوس هند مشخص مىنمايد » ! با مراجعه به نقشه مشخص مىشود خطى كه گلد اسميد بدان اشاره مىكند حد فعلى استان كرمان با استان سيستان و بلوچستان است و حتى قسمتهايى از خاك نرماشير واقع در استان كرمان و در جنوب تا غرب بندرعباس را نيز خارج از قلمرو حكومت ايران قرار مىدهد ! احتمالا اين نقشهء كذايى در زمانى توسط انگليسيها تهيه شده بود كه عليرغم شكست اقدامات آقا خان محلاتى ، نقشهء انتزاع كامل بلوچستان از ايران را هنوز عملى مىپنداشتند و گرنه هيچ توضيح منطقى ديگرى پيرامون چنين خواب و خيال انگليسى تصور نمىتوان كرد ! امّا ژنرال تلگرافخانهء انگليس سعى مىكند ژستى منصفانهتر از ترسيمكنندگان نقشهء كذايى بگيرد و ادامه مىدهد : « . . . ولى حقيقت امر با شرح فوق تفاوت بسيار دارد . اگر خط مزبور قبل از اينكه به دريا برسد به سمت مشرق انحنا پيدا كرده و از ناحيهء بمپور به سمت جنوب منحرف شده و از منطقهاى در حدود چهار درجهء نصف النهار عبور نمايد ، اين به حقيقت نزديكتر است » ! يعنى ژنرال در كمال سخاوت و انصاف مستعمراتى معتقد است كه بايد نواحى بمپور را به ايران واگذار نمود ! امّا گلد اسميد نيز سرانجام در برابر واقعيات اوضاع بلوچستان و دامنهء